السيد الطباطبائي

17

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )

بهار ، در باغ قلعه كه در قرب منزل بود مىآمدند و براى ما و يكى دو نفر از رفقاى ديگر ، از سيره و روش فلاسفهء الهيّهء اسلاميّه ، و از مسلك علماى اخلاق ، و سير و سلوك عرفاى عاليقدر ، بالاخصّ از احوال مرحوم آخوند ملّا حُسينقلى همدانى و شاگردان مبرّزش چون آقا سيّد أحمد كربلائى طهرانى ، و آقاى حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى ، و آقا حاج شيخ محمّد بهارى ، و آقا سيّد محمّد سعيد حَبّوبى ؛ و از سيره و روش مرحوم سيّد ابن طاووس و بحر العلوم و استاد خود مرحوم قاضى رضوانُ اللهِ عليهم أجمعين بطور مشروح بياناتى داشتند كه راه گشاى ما در معارف الهيّه بود . و حقّاً اگر ما بچنين مردى برخورد نكرده بوديم ، خَسِرَ الدُّنيا و الآخِرَة ، دستمان از همه چيز خالى بود ؛ فَلِلَّهِ الْحَمْدُ وَ لَهُ الْمِنَّة . بارى ، تا سنهء يكهزار و سيصد و هفتاد و يك كه بنجف اشرف براى ادامهء تحصيل و استفاده از مدينهء علم : حضرت مولى الموالى أمير المؤمنين عليه السّلام مشرّف شديم ، پيوسته ذكر و فكرمان علاوه بر دروس رسميّهء حوزه از فقه و اصول ، استفاده از محضر پر بركت ايشان بود ؛ چه از نقطهء نظر فلسفه ، و چه اخلاق و عرفان ، و چه تفسير قرآن كريم كه بسبك بديعى بيان مىنمودند . و در اين مدّت از ايشان تقاضا نموديم كه « شرح فُصوص » قيصرىّ و « شرح منازل السّآئرين » ملّا عبد الرّزّاق كاشانىّ را بما درس دهند ، و ايشان نيز پيوسته وعده مىدادند ؛ ولى بجاى آنها هميشه از آيات قرآن و شرح و بسط در پيرامون آن ، سخن بميان مىآمد تا بالاخره ما دانستيم كه علاقهء زيادى بتدريس آنها ندارند ؛ ولى يكدورهء تمام از سير و سلوك بيان كردند كه بر نهج و سبك « رسالهء منسوب به آية الله علّامهء بحر العلوم » بود ؛ و براى ما بسيار جالب و دلنشين بود . محاكمات علامه بر مكاتيب حكمى و عرفانى مرحوم سيد و مرحوم شيخ و نيز در ايّام تعطيل براى طلّاب خصوصى كه تعداد آنان بين ده تا پانزده